
سيستم حركتي :
سيستم حركتي و تشكيلات مربوط به آن اساس برقراري تعادل لحظه اي ، ايجاد حركات موزون و كلاً كنترل وضعيت بدن در موجود زنده مي باشد . به طور ويژه در مهره داران ، ايجاد حركات ريتميك و موزون نظير تنفس (Respiration) و حركت (Locomotion) ، چگونگي ارتباطات گروه هاي نوروني خاص را در يك هماهنگي پيچيده بين سلولي ، در مكان هاي آناتوميكي خاص مثل قشر مغز ، B.G ميخچه ، مغز مياني و نخاع مطرح مي سازد .
تشكيلات نامبرده فوق بطور پيوسته در تنظيم و تعادل وضعيت بدن و حركت موجود زنده فعاليت مي نمايند . از ساده ترين اعمال حركتي ، رفلكس ها را مي توان نام برد ، مثلاً در يك رفلكس مونوسيناپسي مثل رفلكس زانو ، يك قوس عصبي بين نخاع و فيبرهاي عضلاني مربوطه برقرار مي شود و حال آنكه در رفلكس پلي سيناپسي مثلاً در رفلكس عقب كشيدن (W ithdrawal R.) كه توسط محرك دردناك رخ مي دهد ، نياز به قوس رفلكسي پيچيده تري است . نورون هاي حركتي (موتور نورونها) در نخاع داراي يك سازمان بندي نقشه اي يا توپوگرافي هستند . مثلاً موتور نورونهاي مياني ، از عضلات محوري تنه و اندام هاي انتهايي پروگزيمال تصوير دارند و يا آنهايي كه به طور جانبي در نخاع قرار گرفته اند تصويري از اندام هاي انتهايي ريستال (اعضاء دور از تنه ) دارند . مسير هاي موتور نورونها به طر پايين معمولاً از قشر مغز و تنه مغزي منشأ دارد و مسير هاي پايين رو توسط دو بخش مخچه و عقده هاي قاعده اي تعديل مي شوند .
B.G، از تعدادي هسته تشكيل شده كه در زير و عمق قشر مغز قرار دارد و توسط هسته هاي خود با قشر مغز و تالاموس تماس برقرار مي نمايد .
به طور كلي مي توان گفت : سيستم حركتي داراي دو فرآيند عملي است .
1) آفرينش و تظاهرات حركتي
2) كنترل حركات ايجاد شده كه در اين روند به نظر مي رسد ، قشر مغز و هسته مغز با حركت گروههاي عضلاني مجزا در اندام هاي انتهايي بدن (دست ها و پاها) و بخش تنه مغزي به ويژه هسته هاي مشبكي و دهليزي با ميزان كردم خودكار يا اتوماتيك وضعيت بدن ، در حفلظ تعادل كمك مي نمايند . نقش ميخچه ، ايجاد و توازن در الگوهاي فعال عضلاني است كه در ارتباط با حركات و وضعيت تعادلي بدن موجودات صورت مي گيرد .
كنترل حركتي محيطي
اعمال حركتي نخاع و رفلكس هاي نخاعي
اطلاعات حسي در تمام سطوح سيستم عصبي جامعيت يافته و موجب جواب هاي حركتي مناسب در موجود مي شود . اين امر با رفلكس هاي نسبتاً ساده نخاع تا پاسخ هاي پيچيده تر در تنه مغزي و بالاخره كنترل پاسخ ها كه در مغز صورت مي گيرد همراه است .
نخاع بخش آناتوميكي از سيستم اعصاب مركزي است كه نبايد فقط به عنوان يك معبر به آن نگاه كرد ، اگرچه هدايت سيگنال هاي حسي ، حركتي در اين بخش انجام مي شود ولي بايد توجه داشت كه بدون مدارهاي نوروني پيچيده و خاص در نخاع مغز قادر به كنترل حركات پيچيده نخواهد بود براي مثال هيچگونه مدار نوروني در مغز وجود ندارد كه حركت خاص جلو به عقب را در موقع راه رفتن موجب شود ، بلكه مدارهاي نوروني آن در نخاع است و كار مغز دادن فرامين متوالي براي كنترل فعاليت هاي نخاعي است .
سازمان بندي نخاع شوكي
ماده خاكستري نخاع ناحيه جامعيت دهنده براي رفلكس هاي نخاعي و ساير اعمال حركتي است .
يكپارچگي موتور نورون هاي نخاعي
انواع نورون ها :
شرينگتن موتور نورون ها را در نخاع ، مسير عمده انتهايي ناميد ، چون تمام حركات در آنها همگرا مي شوند . يك موتور نورون و مجموع فيبرهاي عضلاني كه توسط شاخه هاي آكسوني آن عصبي مي شود را يك واحد حركتي مي نامند و تعداد فيبرهاي عضلاني كه توسط يك موتور نورون عصبي مي شود را Innervation Ration مي گويند . براي مثال در عضله تيبياليس قدامي فيبرهاي عضلاني با تعداد 000/270 توسط 450 موتور نورون عصبي مي شود . پس نسبت اينرواسيون 600 است . كنترل اين نسبت نيز توسط ماشين عصبي رخ مي دهد . پس يك خصوصيت مهم واحدهاي حركتي اين است كه فرم معيني ندارند .
برچسب های مهم
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا