قواعد حاكم بر حراج در حقوق ايران  

اگردنباله تحقیق ومقاله هستید درسایت ماآن راخواهید یافت.

محل لوگو

نظرسنجی سایت

موضوع موردعلاقه شما کدام است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 7
  • بازدید دیروز : 397
  • بازدید کل : 517878

قواعد حاكم بر حراج در حقوق ايران


قواعد حاكم بر حراج در حقوق ايران

فهرست مطالب

 

 

مقدمه. 1

بيان مسئله:3

فرضيه‌ها:3

بخش اول: تعاريف و اصطلاحات حراج.. 4

فصل دوم: بررسي تعاريف ارائه شده پيرامون حراج.. 5

مبحث اول: حراج در قانون شهرداري... 6

گفتار اول: آيين‌نامه معاملات شهرداري تهران مصوب 17/9/1344 مجلس شوراي ملي.. 6

گفتار دوم: آيين نامه مالي شهرداري ها مصوب 12/4/1346 مصوب مجلس شوراي ملي و مجلس سنا.7

گفتار سوم: آيين‌نامه طرز وصول عوارض شهرداري و جرايم مستنكفين از پرداخت نامبرده مصوب 13/7/1317 مصوب مجلس شوراي ملي.. 8

گفتار چهارم: آيين‌نامه معاملات شهرداري پايتخت مصوب 25/1/1355 مجلس شوراي ملي و مجلس سنا11

مبحث دوم: حراج در قانون ثبت اسناد و املاك كشور. 13

گفتار اول: حراج در قانون ثبت اسناد مصوب 26/12/1310. 13

گفتار دوم: حراج در قانون اصلاحي ثبت اسناد املاك مصوب 1358. 14

گفتار سوم: قانون الحاقي به قانون ثبت مصوب 3/11/1355. 15

گفتار چهارم: آيين‌نامه ترتيب اتخاذ ارزياب و نحوه ارزيابي موضوع قانون الحاق يك تبصره به ماده 34 قانون ثبت... 16

مبحث سوم: حراج در آيين‌نامه اجراء مفاد اسناد رسمي لازم‌الاجرا و طرز رسيدگي به شكايت از عمليات اجرايي مصوب 6/4/1355 وزير دادگستري... 16

گفتار اول: درخواست اجراء مفاد اسناسنامه رسمي.. 16

گفتار دوم: شرايط اجراي حراج مطابق فصل نهم از ماده 140 آيين‌نامه. 19

گفتار سوم: موارد توقيف عمليات حراج.. 21

گفتار چهارم: موارد بي‌اعتباري فروش در حراج.. 22

مبحث چهارم: حراج در مقررات نظام صنفي.. 24

گفتار اول: آيين‌نامه اجراي موضوع ماده 51 قانون نظام صنفي.25

گفتار دوم: آيين‌نامه اجرايي ماده 84 قانون نظام صنفي.. 27

مبحث پنجم: حراج در قانون حفاظت و بهره برداري از جنگل‌ها و مراتع كشور. 29

مبحث ششم: حراج در آيين‌نامه معاملات دولتي.. 31

گفتار اول: آيين‌نامه معاملات دولتي مصوب 10/2/1334 مجلس شوراي ملي.. 31

گفتار دوم: آيين‌نامه معاملات دولتي مصوب 27/12/1349 مجلس شوراي ملي.. 31

مبحث هفتم: حراج در قانون تجارت... 34

گفتار اول: تصدي به عمليات حراجي چيست؟. 34

گفتار دوم: بررسي نظريات... 36

مبحث هشتم: حراج در مقررات امور گمركي.. 37

گفتار اول: حراج در قانون تعرفه گمركي مصوب 6/4/1334. 37

گفتار دوم: حراج در قانون امور گمركي مصوب 3/3/1350. 39

گفتار سوم: نحوه حراج در آيين‌نامه اجرايي قانون امورگمركي.. 40

گفتار چهارم: نحوه اقدام خصوص كالاي متروكه در فرودگاه. 43

مبحث نهم: حراج در قانون جمع‌آوري و فروش اموال تمليكي.. 44

مبحث دهم: حراج در قانون محاسبات عمومي.. 45

مبحث يازدهم: حراج در قانون تجارت الكترونيكي مصوب 17/10/82 مجلس شوراي اسلامي.. 46

گفتار اول: شرايط فروشنده كالا و ارائه دهنده خدمات در قانون تجارت الكترونيك.... 47

گفتار دوم: شرايط تامين كننده جهت انجام معامله و خدمات در قانون تجارت الكترونيك.... 47

مبحث دوازدهم: حراج در قانون اداره تصفيه و امور ورشكستگي.. 48

بخش دوم: مزايده. 49

فصل اول: معناي لغوي و اصطلاحي.. 49

فصل دوم: سابقه تقنيني در خصوص مزايده معاملات دولتي و مفهوم آن.. 50

فصل سوم: تشريفات مزايده در قراردادههاي دولتي.. 52

فصل چهارم: مزايده در اجراي احكام مدني.. 54

گفتار اول: اجرا حكمي كه محكوم به آن پرداخت وجه از ناحيه محكوم عليه است.54

گفتار دوم: اصلاح آيين‌نامه قانون تشكيل دادگاه عمومي و انقلاب مصوب 19/6/87 و نحوه اجرا55

گفتار سوم: اصول مقدماتي حاكم بر اقدامات مدير دفتر و دادورز و مامورين اجرا جهت اجراي اجرائيه. 56

گفتار چهارم: نوع معامله در اجراي احكام مدني.. 58

مبحث دوم: نحوه مزايده اموال منقول.. 58

گفتار اول: محل مزايده. 58

گفتار دوم: زمان مزايده. 59

گفتار سوم: آگهي مزايده. 60

گفتار چهارم:‌ دعوت از طرفين براي مزايده. 62

‌گفتار پنجم: جلسه مزايده. 64

گفتار ششم:‌ توافق محكوم عليه و محكوم له در جلسه مزايده. 68

گفتار هفتم: موارد رد مامورين اجرا براي مزايده. 69

گفتار هشتم: مبلغ پايه در مزايده. 70

گفتار نهم: ضمانت اجراي عدم اقدام ضابطين از دستور دادورز در مزايده. 71

گفتار دهم: نحوه پرداخت وجه معامله در مزايده. 72

بند چهارم) ضمانت اجراي عدم پرداخت ثمن مطابق شرايط.. 73

گفتار يازدهم: فروش قسمتي از مال توقيف شده در جلسه مزايده. 73

گفتار دوازدهم: تحويل و تسليم مال فروخته شده به برنده مزايده. 74

گفتار سيزدهم: اتمام عمليات مزايده در اموال منقول.. 75

گفتار چهاردهم: موارد به اعتباري مزايده. 75

مبحث دوم: مزايده اموال غيرمنقول.. 76

گفتار اول: مندرجات آگهي فروش اموال غيرمنقول.. 76

گفتار دوم:‌ اتمام عمليات مزايده در اموال غيرمنقول.. 77

بخش سوم: بورس و تمايز آن با حراج.. 79

فصل اول: مبناي لغوي و اصطلاحي بورس.... 79

فصل دوم: اركان بورس.... 80

فصل سوم: نحوه سرمايه‌گذاري در بورس.... 81

گفتار اول: خريد. 81

گفتار دوم: فروش.... 81

گفتار سوم: اعلاميه خريد و فروش.... 81

فصل چهارم: خصوصيات معاملات بورسي.. 82

بخش چهارم: بررسي سابقه فقهي حراج.. 84

بخش پنجم: ماهيت حقوقي حراج.. 88

فصل اول: بررسي تعاريف و ارائه تعريفي از حراج.. 88

فصل دوم: اقسام حراج.. 89

گفتار اول: حراج به جهت پايان فصل مصرف... 89

گفتار دوم: حراج به جهت توسعه اوليه فروش كالا.. 90

گفتار سوم: حراج به جهت تغيير شغل.. 90

گفتار چهارم: حراج به جهت تعطيل واحد صنفي.. 90

گفتار پنجم: حراج فصلي و حراج غيرفصلي.. 90

گفتار ششم: حراج جمعي.. 91

فصل سوم: مشخصات حراج.. 91

گفتار اول: حراج دولتي.. 91

بند اول: حراج در مقام فروش كالا.. 92

بند دوم: حراج در مقام اخذ حقوق دولتي.. 92

گفتار دوم: حراج خصوصي.. 92

بند اول: حراج اشخاص حقيقي.. 93

بند دوم: حراج اشخاص حقوقي.. 93

فصل چهارم: شرايط انعقاد و اعتبار حراج.. 93

گفتار اول: اصل آزادي قراردادها93

گفتار دوم: قصد و رضاي طرفين.. 94

گفتار سوم: اهليت طرفين.. 100

گفتار چهارم: موضوع حراج.. 102

بند اول: مورد حراج بايد در جلسه حراج وجود داشته باشد.103

بند دوم: مورد حراج بايد قابليت تملك ماليت داشته باشد.103

بند سوم: مورد حراج بايد مقدورالتسليم باشد.103

بند چهارم: مورد حراج بايد معين باشد. 103

بند پنجم: مورد حراج نبايد مبهم باشد. 104

گفتار پنجم: مشروعيت جهت در حراج.. 105

فصل پنجم: ثمن معامله در حراج.. 105

فصل ششم: آيا حراج نوعي دلالي است... 107

فصل هفتم: آيا حراج نوعي حق‌العمل كاري است... 109

فصل هشتم: آيا حراج نوعي مناقصه است... 110

فصل نهم: ويژگيهاي حراج.. 111

نتيجه‌گيري... 119

منابع و ماخذ. 122


 

مقدمه

هر كجا كه انسان زيست مي‌كند با مال همراه است او از طبيعت انتقاع مي‌برد تا به اهداف خود برسد چون به نحو اجتماعي در گروهها، قبيله‌ها و شهرهاي كشور زندگي مي‌كند. بلحاظ استفاده زياد با كمبود منابع مالي مواجه مي‌شود به همين جهت براي ادامه زندگي انسان را بيشتر به تنظيم و رعايت مقررات راغب كرده است، دولت‌ها بعنوان نمايندگان ملت، براي رسيدن انسان به مقاصد او تشكيل شده است.

هر فردي ممكن است در رسيدن به اهداف مالي و رفع نيازهاي اجتماعي، اقتصادي و ... خود از طرق مختلف يكي را انتخاب و اقدام نمايد معاملاتي را انجام دهد و گاهي روش خاص را برگزيند مثلا براي فروش مال خود مي‌تواند بدون كسب سود مال را بفروشد يا با كسب سود بفروشد يا اساسا به كمتر از ميزان خريداري شده بفروشد. يكي از آن طرق مي‌تواند حراج باشد از طرفي ديگر اصل وفاي به عهد از اصول اوليه انساني است به لحاظ گرايش و تعلقات انسان در مواردي قادر به اجراي اين اصل نيست و از آنجا كه براي هر فردي ممكن است حوادث و مشكلات و موانعي بوجود آيد و زندگي روزمره خصوصا معاملات اقتصادي او را دچار مخاطره و تزلزل نمايد و يا در اثر اين حوادث سرمايه‌اش را از دست بدهد و همچنين اينكه در اثر عوامل اجتماعي ديگر از اموال خود چشم پوشي كرده و آنرا رها كند و نتواند به تعهدات و عهد خود وفا كند. براي اين قبيل موارد قواعد شرعي و قانوني وضع گرديده، گاهي مال او توقيف و به طريق حراج به فروش مي‌رسد كه اين ممكن است ناشي از حكم مقام قضائي يا دستور اداري مقام صالح مي‌باشد گاهي مالي كه صاحب كالا رها كرده متروكه و بلا صاحب تلقي و به طريق حراج بفروش مي‌رسد.

آنچه موجب طرح عنوان پايان نامه براي بررسي قواعد حاكم به حراج در حقوق ايران گرديده اينست كه اولا بسيار مشاهده مي‌كردم كه در بازار كلمه حراج بكار برده مي‌شود و از آن يك تصور در ذهن داشتم تا مفهوم حقوقي آن را بررسي نمايم ثانيا بعنوان يك دانشجوي حقوق هميشه حراج را همراه مزايده ديدم و در فرهنگهاي زيادي اختلافي بين آنان نديديم ثالثا با توجه به سابقه كاري در اجراي احكام مدني دادگاهها علاقه‌مند بودم، تفاوت مفهوم حراج و مزايده را بيشتر مورد بررسي قرار بدهم. براي بررسي اينكه حراج به چه مفهوم است، سابقه تقنيني آن چگونه است و ماهيت حقوقي حراج چيست بدوا در اين پايان‌نامه به ارائه تعريف‌هايي كه از حراج ارائه گرديده پرداختم و سپس سوابق تقنيني حراج اعم از قانون و آيين‌نامه‌ها را به همراه بررسي سوابق فقهي حراج بيان نمودم و سپس با استنباط از آنچه در بخش‌هاي فوق بيان نمودم ماهيت حقوقي حراج را بررسي كردم.

از بررسي در كتب حقوقي كمتر با منابعي جهت تعريفي از حراج و ماهيت آن برخوردم و حتي نديدم. در روشهاي تحقيقي در حقوق روشي كه از قانون، عرف، رويه قضائي، عقايد علماي حقوق پيروي نمي‌كند و روش ديگر با استناد به يكي از منابع حقوقي بويژه نص قانون، عرف و ... بيان نظر ‌شود.

از آنجايي كه اساساً پيرامون حراج، در كنكاش اينجانب تا حال هيچ تحقيقي ارائه نشده است در رساله حاضر از هر دو روش تحقيقي استفاده گرديده و هم منابع فقهي را مستند قرار گرفته و هم منابع قانوني، از عرف نيز در مواردي بعنوان فهم عامه و رويه عملي بكارگيري شده، نظريه علماي حقوق و علماي مذهبي نيز بيان گرديده، در جهت استنباط قضات از اين منابع رويه قضائي نيز مستند قرار داده شده همچنين نظريات شورايعالي ثبت را بعنوان مرجع تخصصي اداري در مواردي بيان شده است و با استفاده از همه منابع نظر خويش را اعلام كردم.

اينجانب عنوان پايان‌نامه را شناسايي حراج در حقوق ايران پيشنهاد كردم اما در جلسه كميته تخصصي گروه حقوق دانشگاه آزاد واحد دامغان كه از اساتيد مجرب برخوردارند با عنوان قواعد حاكم بر حراج در حقوق ايران تصويب شد و اين تصويب علاوه بر اينكه از نظر اخلاق عملي براي اينجانب به جهت ارائه طرحي جهت ارشاد علمي داراي بعد آموزشي بوده است. ضمنا به ياري من آمده زيرا در طرح بحث و ارائه پلان كه به اين شكل در پايان نامه ارائه شده از عوامل آن تغيير عنوان بوده است زيرا بررسي مقررات مستلزم ارائه كليه مقررات حاكم بر حراج در ابتداي امر بوده تا سپس ماهيت آن بررسي شود بر خلاف آنچه در پايان‌نامه‌ها رويه معمول است به همين لحاظ به شكل مندرج در پايان‌نامه بشرح فوق ارائه پلان گرديده است

 


بيان مسئله:

در اين پايان‌نامه كه شامل بخش فصل .............. گفتار ....... و بند است بشرح ذيل است در بخش اول تعاريف حراج ارائه گرديده است و حراج در قانون شهرداري و آيين‌نامه معاملاتي شهرداري و حراج در قانون ثبت اسناد و املاك و آيين‌نامه اجراء مفاد اسناد رسمي لازم‌الاجرا و طرز رسيدگي به شكايت از عمليات اجرايي و حراج در قانون نظام صنفي و قانون حفاظت و بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع و آيين‌نامه معاملات دولتي و همچنين حراج در قانون تجارت و مقررات امور گمركي و قانون محاسبات عمومي و قانون تجارت الكترونيكي و اداره تصفيه و امور ورشكستي بررسي گرديد و در بخش دوم به تعريف مزايده و مزايده در معاملات دولتي، تشريفات آن و مزايده در قانون اجراي احكام مدني بطور مفصل بيان گرديد و بخش سوم به بيان شرايط بورس و تمايز آن با حراج پرداخته شده، بررسي فقهي حراج را به بخش چهارم اختصاص داديم و در بخش نهايي به ماهيت حقوقي حراج پرداختم. در اين بخش با بررسي تعاريف حراج و جروح و تبديل تعاريف ارائه شده حراج را تعريف نموديم و اقسام حراج، مشخصات حراج، شرايط انعقاد و اعتبار حراج، ثمن معامله در حراج و اينكه آيا حراج نوعي دلالي، حق‌العمل كاري مناقصه است و ويژگيهاي حراج از مباحث عمده اين بخش است.

فرضيه‌ها:

1- حراج روشي از معامله است

2- حراج مشابه مزايده است

3- ماهيت حقوقي حراج با ساير نهادها متفاوت است

 

روش كار: روش تحقيقي اين پايان‌نامه توصيفي بوده است.

اهداف تحقيق: اهداف تحقيق اين است كه حراج و سابقه تحقيقي آن بيان، ماهيت حقوقي حراج تبين و توضيح داده شود و اعلام گردد كه حراج با ساير نهادها مشابه است با متفاوت است و ويژگيهاي خاص خود را دارد.

 

سابقه: تاكنون هيچ تحقيقي خاص پيرامون حراج صورت نگرفته است.

بخش اول: تعاريف و اصطلاحات حراج

تعريف حراج

حراج Auction

در لغت: درباره اصل اين واژه در ميان زبان‌شناسان اتفاق نظر وجود ندارد. برخي ريشه آن را عربي دانسته‌اند، اما تحقيقات نگارنده اين سطور نتوانست براي آن منشاء عربي معلوم بدارد. همچنين برخي ريشه آن را سامي دانسته، گويند نخستين بار مصري‌ها اين واژه را بكار برده‌اند. در زبان عربي نيز از آن به مزايده و مزاد علني تعبير مي‌شود.

در حقوق: عبارت از بيعي است، با ندا در دادن براي فروش چيزي تا اينكه به آخرين قيمت پيشنهادي فروخته شود. به عبارت ديگر از در معرض فروش گذاشتن كالايي در ميان جمعي تا هر كسي كه بهاي بيشتر بدهد به او بفروشند[1].

 

[1]. انصاري، معسود و طاهري، دكتر محمدعلي. دانشنامه حقوق خصوصي، جلد 2، انتشارات محراب فكر؛ چاپ اول، 1384. ص 822.

  انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 268

دیدگاه های کاربران (0)

http://kia-ir.ir

پایگاه جامع تحقیقات وجزوات دانشجویان ودانش آموزان

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما