انشاءنماز  

اگردنباله تحقیق ومقاله هستید درسایت ماآن راخواهید یافت.

محل لوگو

نظرسنجی سایت

موضوع موردعلاقه شما کدام است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 214
  • بازدید دیروز : 1384
  • بازدید کل : 521659

انشاءنماز


انشاءنماز

عبادت به معناي اظهارذلّت، عالي‏ترين نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهميّت آن، همين بس كهآفرينش هستي و بعثت پيامبران (عالم تكوين و تشريح) براي عبادت است. خداوندمي‏فرمايد:
»و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون»
هدف آفرينش هستي و جن و انس، عبادت خداوند است.
كارنامه همه انبياء و رسالت آنان نيز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
«و لقد بعثنا في كلّ امّة رسولاً أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت»
پس هدف از خلقت جهان و بعثتپيامبران، عبادت خدا بوده است.
روشن است كه خداي متعال، نيازي به عبادت ماندارد، «فانّ اللّه غنيٌّ عنكم» وسود عبادت، به خود پرستندگان بر مي‏گردد، همچنانكه درس خواندن شاگردان به نفع خودآنان است و سودي براي معلّم ندارد.
آنچه انسان را به پرستش و بندگي خدا وامي‏دارد (يا بايد وادار كند) اموري است، از جمله:
1ـ عظمت خدا
انسان وقتيخود را در برابر عظمت و جلال خدايي مي‏بيند، نا خود آگاه در برابر او احساس خضوع وفرو تني مي‏كند. آن سان كه در برابر يك دانشمند و شخصيت مهم، انسان خويشتن را كوچكو ناچيز شمرده، او را تعظيم و تكريم مي‏كند.
2ـ احساس فقر و وابستگي
طبيعتانسان چنين است كه وقتي خود را نيازمند و وابسته به كسي ديد، در برابرش خضوعمي‏كند.
وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چيز، نيازمند به اوييم. ايناحساس عجز و نياز، انسان را به پرستش خدا وا مي‏دارد. خدايي كه در نهايت كمال و بينيازي است. در بعضي احاديث است كه اگر فقر و بيماري و مرگ نبود، هرگز گردن بعضي نزدخدا خم نمي‏شد.
3ـ توجّه به نعمت‌ها
انسان، همواره در برابر برخورداري ازنعمت‏ها، زبان ستايش و بندگي دارد. ياد آوري نعمت‏هاي بيشمار خداوند، مي‏تواندقوي‌ترين انگيزه براي توجه به خدا و عبادت او باشد. در مناجات‏هاي امامان معصوم،معمولاً ابتدا نعمت‏هاي خداوند، حتي قبل از تولّد انسان، به ياد آورده مي‏شود و ازاين راه، محبت انسان به خدا را زنده مي‏سازد آنگاه در خواست نياز از او مي‏كند. خداوند هم مي‏فرمايد:
»فليعبدوا ربَّ هذا البيت، الّذي أطعمهم من جوعٍ و ءامنهممن خوفٍ»
مردم پروردگار اينكعبه را بپرستند، او را كه از گرسنگي سير شان كرد و از ترس، ايمنشان نمود.
درآيه‏اي ديگر است كه پروردگارتان را بندگي كنيد، چون شما را آفريد.
4ـ فطرت
پرستش، جزئي از وجود و كشش فطري انسان است. اين روح پرستش، كه در انسان فطرياست، گاهي در مسير صحيح قرار گرفته و انسان به «خدا پرستي» مي‏رسد، و گاهي انسان درسايه جهل يا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشيد و گاو و پول و ماشين و همسر وپرستش طاغوت‏ها كشيده مي‏شود.
انبياء براي ايجاد حسّ پرستش نيامده‏اند، بلكهبعثت آنان، براي هدايت اين غريزه فطري به مسير درست است.
علي ـ عليه السلام ـمي‏فرمايد: «فبعث اللّه محمّدا بالحقّ ليخرج عباده من عبادة الأوثان الي عبادته» خداوند، محمّد ـ صلي الله عليه و آلهو سلّم ـ را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت‌پرستي، به خدا پرستي دعوت كند.
بيشتر آيات مربوط به عبادت در قرآن، دعوت به توحيد در عبادت مي‏كند، نه اصلعبادت. زيرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل ميل به غذا كه در هر كودكي هست، ولياگر راهنمايي نشود، به جاي غذا، خاك مي‌خورد و لذّت هم مي‏برد!
اگر رهبريانبياء نباشد، مسير اين ميل فطري منحرف مي‏شود و به جاي خدا، معبودهاي دروغين و پوچپرستيده مي‏شود. آنگونه كه در نبود حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ و غيبت چهل روزه‏اش،مردم با اغواي سامري، به پرستش گوساله‌ي طلايي سامري روي آوردند.
فلسفه عبادات
احكام و برنامه‏هاي عبادي اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:
اولاً: به دليلصدها آيه و حديث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا مي‏خواند و هيچ مكتبي به اندازهاسلام به انديشيدن دعوت نكرده است.
ثانياً: يكي از انتقادهاي شديد قرآن برمشركان و بت پرستان، تقليد كور كورانه و بي دليل از نياكان است.
ثالثاً: خودقرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورها، به دليل آن هم اشاره كرده است. امامانمعصوم نيز در روايات، به بيان اين حكمت‏ها پرداخته‏اند و دانشمندان اسلام، گاهي بهتأليف كتاب هايي پيرامون اين موضوع اقدام كرده‏اند.
به علاوه، با پيشرفت دانش بشري، روز به روز پرده ازاسرار احكام الهي و دستورهاي ديني برداشته مي‏شود و هر چه از عمر اسلام مي‏گذرد، برعظمت و جلوه‌ي آن افزوده مي‏گردد.
با توجه به همه‌ي نكات فوق، ياد آور مي‏شودكه:
1ـ لازم نيست دليل همه احكام را، همه مردم در همه زمان‏ها بدانند. گاهيدليل برخي از آن‏ها الآن روشن نيست ولي گذشت زمان، آنرا روشن مي‏سازد.
2ـ درفلسفه احكام، تنها نبايد نظر به فوايد و آثار مادّي آن‏ها داشت و تنها به بعداقتصادي و بهداشتي و... توجه كرد و از آثار روحي و معنوي آخرتي آن غافل بود.
3ـكسي كه خدا را حكيم و دستورهايش را بر اساس حكمت مي‏داند، نبايد بخاطر اينكه امروزدليل حكمي را نمي‏داند از انجام آن تخلّف كند. مريض، اگر بگويد: تا از خواص داروآگاه نشوم مصرف نمي‏كنم، از درد خواهد مرد. البته بايد دارو را مصرف كند و در صددشناخت هم باشد.
4ـ در هر جا كه از قرآن و حديث، دليل محكمي بر فلسفه حكمينداريم، بهتر است ساكت باشيم و با يك سري توجيهات و حدسيّات دليل تراشي نكنيم.
5ـ اگر از بعضي اسرار جهان هستي آگاه شديم، مغرور نشويم و توقع نداشته باشيم كهدليل همه چيز را بدانيم.
6ـ از مدار عادي خارج نشويم و به دامن وسوسه‏هانيفتيم، همچنانكه مردم در مراجعه به پزشك، خود را در اختيار او قرار مي‏دهند يابراي تعمير اتومبيل خود، مكانيك را سؤال پيچ نمي‏كنند (چون به آگاهي پزشك و مكانيك،اعتقاد و باور دارند) در مسائل ديني هم كه به قانون خدا گردن مي‏نهند، بايد بپذيرندو عمل كنند. چرا كه خداوند، هم مهربان‏تر است، هم داناتر و حكيم‏تر. هم آينده رامي‏داند، و هم آثار ظاهري و باطني و نهان و آشكار را.
7ـ اگر گوشه‏اي از اسرارحكم خدا را دانستيم، نبايد خيال كنيم بر همه‌ي اسرار واقف گشته‏ايم. آنكه دست خودرا در دريا فرو مي‏برد، حق ندارد پس از بيرون آوردن دستش، به مردم بگويد: اين همه‌يآب درياست، بلكه بايد بگويد: از آب دريا، اين مقدار به سر انگشت من رسيده است. آنكهفلسفه‌ي حكمي را بفهمد، نمي‏تواند خيال كند كه آنچه فهميده، تمام است و ديگر جز آنچيزي نيست. مگر با عقل و فكر محدود انساني، مي‏توان به عمق احكامي كه از علم بيانتهاي خدا سر چشمه گرفته، پي برد؟
8 ـ همان عقلي كه ما را به فهميدن فلسفه‌ياحكام دعوت مي‏كند، همان مي‏گويد: اگر جايي ندانستي، از آگاهانِ با تقوا بپرس. اينهمان تعبّد در مقابل اولياء دين است.
اينك، پس از اين مقدّمات، نمونه هايي رااز قرآن و حديث نقل مي‏كنيم كه اشاره به فلسفه‎ي احكام دارد.
امّا قرآن:
درباره‌ي نماز مي‏گويد: نماز، انسان را از فحشاء و منكر باز مي‏دارد.
در جاي ديگر مي‏گويد: نماز رابراي ياد و توجّه به من بپا دار.
و در جاي ديگر: با ياد خدا، دل‏ها آرام مي‏گيرد.
درباره روزه مي‏گويد: روزه بر شما واجب شد، تا آنكه اهلتقوا شويد. چون بيشتر گناهان،از فوران غريزه‌ي غضب و شهوت است.
روزه، جلوي طغيان آنها را مي‏گيرد و تقواپديد مي‏آورد. و به همين جهت، آمار جنايات و جرايم در ماه رمضان كاهش مي‏يابد.
درباره‌ي حج مي‏گويد: به زيارت حج بروند، تا منافعي فراوان بدست آورند. فوائد و آثار اجتماعي و سياسي حج،چيزي نيست كه جاي شك و شبهه باشد.
درباره زكات مي‏گويد: از مردم و اموالشانزكات بگير، تا آنان را (از روح بخل و دنيا پرستي) پاك كني.
درباره قمار و شراب مي‏گويد: شيطانتوسّط آن‏ها ميان شما دشمني و كينه برقرار مي‏كند و شما را از ياد خدا دورمي‏سازد.
و قصاص را، مايهحيات اجتماع مي‏داندچرا كه درجامعه، اگر جنايتكار، به كيفر نرسد، آن جامعه مرده و جنايت پرور و مظلوم كوب مي‏شودو امنيّت (كه حيات اجتماعي است) از ميان مي‏رود.
اين‏ها نمونه هايي از آياتقرآن بود كه به آثار و حكمت‏هاي احكام الهي اشاره داشت.
امّا حديث:
از ميانانبوه احاديث درباره‌ي اين موضوع، تنها به چند جمله از يكي از سخنان امير المؤمنينـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه اشاره مي‏كنيم:
»فرض اللّه الايمان تطهيرا من الشرك و الصلوةَ تنزيهاًعن الكِبر و الزكوة تسبيباً للرّزق...»
خداوند، ايمان را براي پاكسازي از شرك،واجب ساخت و نماز را براي پاك ساختن از تكبر، و زكات را بعنوان سبب سازي براي رزق وروزي و...
ايمان به خدا، انسان را از افكار شرك آلود و عشق‏هاي پوچ وتكيه‌گاه‌هاي ناتوان نجات مي‏بخشد.
نماز، كه توجه به سرچشمه‌ي همه‌ي بزرگي‏ها واستمداد از كانون قدرت و عظمت است، كبر را از انسان مي‏زدايد.
زكات، مهره‏هاياز كار افتاده‌ي جامعه را به كار مي‏اندازد و محرومان و ورشكستگان را به نوا و قدرتمي‏رساند و مهر و عطوفت نسبت به مردم را در دل‏ها زنده مي‏سازد و محبّت مال و دنيا،از دل زكات دهنده بيرون مي‏رود

  انتشار : ۹ آذر ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 450

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

http://kia-ir.ir

پایگاه جامع تحقیقات وجزوات دانشجویان ودانش آموزان

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما